|
سلام علیکم
مشغله ی زیاد موجب سلب توفیق شد لذا مدتهاست که نتوانستم به روز شومُ اما اینک و در آخرین جمعه ی سال و در آستانه ی سال نو ضمن تبریک پیشاپیش عرض می کنم اولاً : آسمان غرق خیال است کجایی آقا؟! آخرین جمعه ی سال است کجایی آقا؟! یک نفس عاشق اگر بود زمین می فهمید عاشقی بی تو محال است کجایی آقا؟! و اما ثانیاً : ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اسفند 1389ساعت 12:6  توسط علی رضا خدمتی نژاد ـ بیدگلی ـ
|
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 22:56  توسط علی رضا خدمتی نژاد ـ بیدگلی ـ
|
۲ـ شاهد اعمال « وَ اخْرُجُوا إِلَى اللَّهِ بِمَا افْتَرَضَ عَلَيْكُمْ مِنْ حَقِّهِ وَ بَيَّنَ لَكُمْ مِنْ وَظَائِفِهِ أَنَا شَاهِدٌ لَكُمْ وَ حَجِيجٌ يَوْمَ الْقِيَامَةِ عَنْكُم »... ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388ساعت 12:27  توسط علی رضا خدمتی نژاد ـ بیدگلی ـ
|
اى ظلمت شب پرده خورشید جمالت وى کوکبه صبح جلودار جلالت یاقوت شفق خردهفروش لب لعلت هندوى فلک حلقه به گوش خط و خالت خورشید، مثالى است از آن چهره، که خیره است چشم خردم در رخ خورشید مثالت تا تشنهام از چشمک مخمور کواکب شبها منم و خلسه خُلیاىِ خیالت یک ماه به سرگشتگیم چرخ خورد چشم تا باز شود در خم ابروى هلالت چشم تو بدان خنجر مژگان هلالى گر خون همه خلق جهان ریخت حلالت بگذار به شبهاى فراق تو بنالیم باشد که ببالیم به شبهاى وصالت با داغ درون، لاله به لب پند خموشى است دل بس سخن آموزد از این لعبت لالت لب تشنه وادى ضلالیم، خدا را خضرى که ذلیلت بنوازد به زُلالت بلبل نه عجب گر همه اى خواجه لولاک تا حشر زند نعره به گلبانگ بَلالت تا جلوه و جولان قلم باشد و شمشیر نخجیر گه کون و مکان باد و مجالت او ذره که در سیر تکامل شده خورشید یا قطره که پیوسته به دریاى کمالت ممکن که به امکان محالش نرسد دست واجب شود از قدرت امکان محالت دریادلى اى سینه که توفان حوادث خواهد همه زیر و زبر و حال به حالت در قال و مقالت به عبث صرف شد ایام هان تا نگرى در چه مقوله است مقالت زندانِ ملالِ تو شد این شهر ولى یار بزداید از آیینه دل زنگ ملالت سیدمحمدحسین بهجت تبریزى شهریار
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 21:13  توسط علی رضا خدمتی نژاد ـ بیدگلی ـ
|
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه دوم مهر 1388ساعت 21:11  توسط علی رضا خدمتی نژاد ـ بیدگلی ـ
|
پلیس اطلاعات و امنیت عمومی نیروی انتظامی در نامه ای به رئیس اتحادیه پوشاک و لباس دوخته تهران اعلام کرد:...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 23:23  توسط علی رضا خدمتی نژاد ـ بیدگلی ـ
|
چراغ روشن تاریکیها
« إِنَّمَا مَثَلِي بَيْنَكُمْ كَمَثَلِ السِّرَاجِ فِي الظُّلْمَةِ يَسْتَضِيءُ بِهِ مَنْ ... ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 0:8  توسط علی رضا خدمتی نژاد ـ بیدگلی ـ
|
+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم آذر 1387ساعت 22:50  توسط علی رضا خدمتی نژاد ـ بیدگلی ـ
|
هرگزم نقش تو از لوح دل و جان نرود هرگز از یاد من آن سرو خرامان نرود از دماغ من سرگشته خیال دهنت به جفای فلک و غصه دوران نرود د ر ازل بست دلم با سر زلفت پیوند تا ابد سر نکشد وز سر پیمان نرود هر چه جز بار غمت بر دل مسکین من است برود از دل من مز دل من آن نرود آن چنان مهر توام در دل و جان جای گرفت که اگر سر برود از دل و از جان نرود گر رود از پی خوبان دل من معذور است درد دارد چه کند کز پی درمان نرود هر که خواهد که چو حافظ نشود سرگردان دل به خوبان ندهد وز پی ایشان نرود
+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 23:55  توسط علی رضا خدمتی نژاد ـ بیدگلی ـ
|
السلام علیک یا فاطمة الزهراء ایتها الصدیقة الشهیدة روز سوم جمادی الثانیه تمام این مملکت باید ندای یا زهـرا باشد. از بیانات حضرت آیة الله العظمی وحید خراسانی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 22:40  توسط علی رضا خدمتی نژاد ـ بیدگلی ـ
|
|
|||||||||||||